|
سهشنبه 21 آبان 1398 :: 19:17 :: نويسنده : mypaintme
در فضای گرفته و محزون خواب دیدم که مانده ام بیدار
آسمان پر ستاره اما باز دور تا دور من همه دیوار
غصه ها ، ... رنج ها،... پریشانی..... کرده این روح خسته ام ، بیمار
روز و شب سهم من غم و اندوه شب به صبح ، چشم بسته ام بیدار
سایه های شکسته افتاده. بر کف سنگفرش بینایی
قامت مرد ، خسته بندی گشته خم از فشار رسوایی.
می زند زخمه بر تن دیوار بی محابا به رسم شیدایی
می سپارد ، فسرده و خاموش جان و تن بدست تنهایی.
|
|||||||||||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید