|
سهشنبه 21 آبان 1398 :: 19:42 :: نويسنده : mypaintme
بازهم هوای تازه می خواهد این سر مانده در پس غوغا باز دل بهانه می گیرد. با لب بسته ء پر از آوا
باز فریاد بی هراس از شب می نشیند به رویت فردا باز عاشق می کند مویه گنگ و مدهوش با تب بالا.
من کجا ....... ؟ کرانه ناپیدا! ساحل امن ! خواب رویایی دل چرا ........ ؟ به هر طرف ، هر سو. همجو یک هرزه گرد هرجایی .
او کجا ......... ؟ نشسته بر روزن . فرش گل آسمان مینایی . کی ... ؟کجا ....؟ می کشد نقاب از رخ ؟ تا کنم باز چشم بینایی.
|
|||||||||||
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید